31 شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران،جنگ 8 ساله حکومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد.این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد که صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین های تلویزیون بغداد پاره کرد.صدام در نطقی با تاکید بر مالکیت مطلق کشورش بر اروند رود ( که وی آن را شط العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به( اعراب) جنگ را در زمین،هوا و دریا علیه ایران آغاز کرد.
این جنگ در حالی شروع شد که همه مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می گذراندند و طبعا به باز سازی کشور و آرامش و سازندگی می اندیشیدند.نیروهای مسلح نیز به دلیل آن که انتظار جنگ را نداشتند،آمادگی چندانی برای رویارویی در یک نبرد بزرگ برخوردار نبودند.به همین دلایلدلایل،نظامیان عراق در ماه های اول پس از شروع حمله،موفق شدند چند شهر مرزی را در غرب و جنوب ایران تصرف کنندِ
سست نشوید و مرد عمل باشید.لحظه ای فکر کنید و بسوزید و لحظه ای بیاندیشید و پرواز کنید.نگذارید روح تان در عالم ماده زندانی باشد.با اشک و ناله های شب و قرائت قران در این زندان را باز کنید.روح تان را به عالم معنا عروج دهید.چرا همین طور نشسته اید و ماتتان زده؟حرکت کنید،به دنبال دین خدا بروید و در راه خدا ثابت قدم باشید.....
ای بسیجی،ای طلبه،ای دانش جو،مواظب باشید که عملی انجام ندهید که غیر حق باشد و حق جلوه کند که این بزرگترین خسران است.
(( شهید سید علی اکبر فاطمی))
کیفیت حضور زنان به دوشکل،مستقیم و غیر مستقیم در این دوران خلاصه می گردد.در شکل مستقیم،گرچه زنان از حضور در صحنه و خط مقدم معاف بودند ولی با شروع جنگ شهر ها حملات موشکی،حالت تدافعی همگان خصوصا زن ها بیش تر گردید،چون در این رزم بی امان از سوی ارتش عراق مورد حمله ی موشکی واقع شده بودند.حتی در اوایل جنگ،این زنان شیر دل خرمشهر و سوسنگرد و هویزه بودند که در هجوم ناجوانمردانه ی دشمن در کنار مردان خود قدم به قدم با بعثی ها در گیر شدند و در عقب راندن دشمن از جان خویش هم مایه نهادند.در شکل غیر مستقیم،زنان حکایت 70 مَن مثنوی دارند که چگونه با کارهای خدماتی و پشتیبانی خود در عقبه،موجبات دلگرمی رزمندگان را فراهم نمودند.